به گزارش زنان بیدار ، نخستین پاسخ را باید در فشارهای چندلایه اجتماعی جستوجو کرد. دختران نوجوان، همزمان باید «مطابق انتظار خانواده»، «قابلقبول جامعه» و «جذاب در فضای مجازی» باشند؛ انتظاراتی متناقض که ذهن در حال شکلگیری را دچار فرسایش میکند. این چندپارگی، یکی از اصلیترین ریشههای فروپاشی هویت است.
دختران بیش از پسران در معرض قضاوت ظاهری قرار دارند. بدن، چهره، پوشش و رفتار آنها دائماً زیر ذرهبین است؛ چه در خانواده، چه در مدرسه و چه در شبکههای اجتماعی. این تمرکز افراطی بر ظاهر، بهتدریج ارزش درونی را تضعیف و هویت را به تأیید بیرونی وابسته میکند.
از سوی دیگر، فضای مجازی الگویی غیرواقعی و دستنیافتنی از «زن موفق و پذیرفتهشده» ارائه میدهد. دختران نوجوان، در سن مقایسه، بیشتر از پسران خود را با این الگوها میسنجند و شکست در رسیدن به آنها را شکست شخصی تلقی میکنند. نتیجه، احساس ناکافیبودن و بحران اعتمادبهنفس است.
عامل مهم دیگر، آموزش نابرابر مهارتهای زندگی و ابراز احساسات است. دختران اغلب تشویق به سکوت، سازگاری و فداکاری میشوند، نه بیان نیازها و مرزگذاری سالم. این سرکوب عاطفی، بحران را به درون میبرد و هویت را شکنندهتر میکند.
نبود فضاهای امن گفتوگو، کمبود مشاوران تخصصی و نگاههای قضاوتمحور، دختران را در مواجهه با بحران تنها میگذارد. بسیاری از آنها یاد میگیرند «قوی به نظر برسند» اما در درون، فرسودهاند؛ فروپاشیای که اغلب دیر دیده میشود.
فروپاشی هویتی دختران نوجوان، نشانه ضعف آنها نیست؛ نشانه فشارهای ساختاری، فرهنگی و رسانهای است. اگر این واقعیت دیده نشود، فردا با زنانی روبهرو خواهیم شد که سالها برای بازسازی خود تلاش میکنند.
شناخت این تفاوتها، نخستین گام برای سیاستگذاری عادلانه، آموزش هدفمند و حمایت واقعی از دختران نوجوان است.
«زنان بیدار؛ فهم تفاوتها، شرط حمایت واقعی»
ارسال نظر