به گزارش زنان بیدار ،
پشت هر کیلومتر از کنارگذر نیمهتمام بوکان، قصه خانوادههایی نهفته است که سالهاست تاوان تأخیر، بیتدبیری و وعدههای بیسرانجام را میپردازند. مادرانی که نگران امنیت جادهها هستند، دانشآموزانی که هر روز از مسیرهای پرخطر عبور میکنند، بیماران و سالمندانی که چشمانتظار راهی ایمنتر و کوتاهتر ماندهاند و مردمی که دیگر نمیدانند باید به کدام وعده امیدوار باشند.
مردم خستهاند؛ مسئولان هنوز وعده میدهند
کنارگذر بوکان قرار بود سالها پیش به یکی از مهمترین پروژههای زیرساختی منطقه تبدیل شود؛ پروژهای که میتوانست بار ترافیکی را کاهش دهد، ایمنی سفرها را افزایش دهد و مسیر توسعه را هموار کند.
اما امروز، آنچه مردم میبینند نه یک پروژه آماده بهرهبرداری، بلکه مجموعهای از بخشهای نیمهکاره، پلهای ناتمام و وعدههایی است که یکی پس از دیگری از راه میرسند و بدون نتیجه از حافظه مردم عبور میکنند.
سؤال مردم ساده است:
اگر این پروژه اولویت دارد، چرا به پایان نمیرسد؟
اگر اعتبار دارد، چرا متوقف مانده است؟
و اگر قرار نیست به این زودیها تکمیل شود، چرا هر بار وعده افتتاح داده میشود؟
هزینه تأخیر را چه کسی میپردازد؟
در گزارشهای رسمی معمولاً از درصد پیشرفت پروژهها سخن گفته میشود؛ اما کمتر کسی از هزینههای اجتماعی این تأخیرها حرف میزند.
هزینهای که خانوادهها میپردازند.
هزینهای که رانندگان میپردازند.
هزینهای که روستاییان میپردازند.
هزینهای که جوانان و دانشآموزان میپردازند.
سالها تأخیر در تکمیل کنارگذر بوکان فقط یک عدد در پروندههای اداری نیست؛ این تأخیر مستقیماً با کیفیت زندگی مردم گره خورده است.
ناچیت و سد شهید کاظمی؛ پروژههایی که زمان در آنها متوقف شده است
پلهای زیرگذر و روگذر ناچیت، مسیرهای مرتبط با جاده سد شهید کاظمی و بخشهایی از محور بوکان ـ سقز همچنان در انتظار تکمیل هستند.
هر بار که مسئولی از پیشرفت پروژه سخن میگوید، مردم به واقعیت موجود نگاه میکنند و میپرسند:
پس نتیجه این همه بازدید و جلسه کجاست؟
سالهاست هیئتهای مختلف از این پروژه بازدید میکنند، اما مطالبه اصلی مردم همچنان بیپاسخ مانده است؛ «زمان دقیق پایان این انتظار چه زمانی خواهد بود؟»
روستای ینگیجه؛ مطالبهای که شنیده نمیشود
یکی از گلایههای جدی مردم منطقه، بلاتکلیفی مسیر ارتباطی ینگیجه به قاطانقور است.
برای ساکنان این منطقه، این فقط یک راه روستایی نیست؛ مسیر زندگی، کار، تحصیل و دسترسی به خدمات است.
اما آنچه مردم مشاهده میکنند، سکوت و بیبرنامگی در قبال یکی از مهمترین مطالبات زیرساختی منطقه است.
مردم بوکان پاسخ میخواهند
افکار عمومی امروز دیگر به دنبال وعده جدید نیست.
مردم از مسئولان میخواهند شفاف و صادقانه سخن بگویند.
اگر پروژه با کمبود اعتبار مواجه است، اعلام شود.
اگر مانع اجرایی وجود دارد، توضیح داده شود.
اگر زمانبندی قبلی اشتباه بوده، مسئولان مسئولیت آن را بپذیرند.
جامعه حق دارد بداند چرا پروژهای که سالها پیش باید به بهرهبرداری میرسید، همچنان در پیچوخم وعدهها گرفتار مانده است.
مطالبه زنان، مادران و خانوادههای بوکان
امروز مطالبه مردم بوکان تنها آسفالت و بتن نیست.
مطالبه آنان احترام به افکار عمومی، پاسخگویی مسئولان و پایان دادن به چرخه فرسایشی وعدههای تکراری است.
خانوادههای بوکان سالهاست منتظرند.
این انتظار باید روزی به پایان برسد؛ نه با یک وعده دیگر، بلکه با افتتاح واقعی پروژهای که سالهاست در تقویم مسئولان افتتاح شده اما در واقعیت هنوز به مقصد نرسیده است.
ارسال نظر