به گزارش زنان بیدار ، در سالهای اخیر، شمار دختران دانشجو از پسران پیشی گرفته است؛ موفقیتی ظاهری که در پشت آن، واقعیتی تلخ پنهان مانده: شکاف عمیق میان تحصیل و اشتغال زنان. بسیاری از دختران، سالها تلاش علمی را با امید استقلال، امنیت شغلی و اثبات توانمندی خود پشت سر میگذارند، اما بازار کار، روی دیگری به آنها نشان میدهد.
نخستین بحران، ناهمخوانی آموزش دانشگاهی با نیاز بازار کار است. رشتههایی که اشباع شدهاند، مهارتهایی که آموزش داده نمیشوند و فقدان آموزش عملی، دختران را با دانشی نظری و دستهایی خالی رها میکند. مدرک هست، مهارت قابل عرضه نیست.
در کنار آن، تبعیضهای پنهان و آشکار جنسیتی همچنان نقش تعیینکننده دارند. بسیاری از کارفرمایان، زن بودن را «ریسک» میدانند؛ از ازدواج و بارداری میترسند و ترجیح میدهند فرصتها را به مردان بسپارند. این نگاه، دختران تحصیلکرده را به حاشیه میراند و اعتمادبهنفس حرفهای آنها را فرسوده میکند.
فقدان شبکهسازی و راهنمایی شغلی نیز یکی از حلقههای مفقوده است. بسیاری از دختران دانشجو نمیدانند چگونه وارد بازار کار شوند، رزومه بنویسند، مذاکره کنند یا مسیر شغلی خود را بسازند. دانشگاهها کمتر نقش پل ارتباطی میان دانشجو و بازار کار را ایفا میکنند.
از سوی دیگر، فشارهای فرهنگی و خانوادگی، انتخابهای شغلی دختران را محدود میکند. «شغل مناسب زن»، «ساعت کاری قابل قبول» و «امنیت اجتماعی» گاه تبدیل به قفسی نامرئی میشود که دامنه انتخاب را تنگتر میکند.
آینده شغلی مبهم، فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بحران هویت، فرسودگی روانی و ناامیدی اجتماعی را بهدنبال دارد. دختری که سالها درس خوانده اما دیده نمیشود، کمکم به تواناییهای خود شک میکند.
راهحل، نیازمند اقدام جدی است:
توانمندسازی مهارتی در کنار آموزش دانشگاهی، ایجاد مراکز هدایت شغلی، حمایت از کارآفرینی زنان، تغییر نگاه کارفرمایان و سیاستگذاری عادلانه در بازار کار.
اگر دختران دانشجو امروز بلاتکلیف بمانند، فردای جامعه با نیرویی ناامید و سرخورده روبهرو خواهد شد.
«زنان بیدار؛ تحصیل بدون آینده شغلی، عدالت نیست»
ارسال نظر