به گزارش زنان بیدار ، در روزهایی که انتظار میرفت اهالی فرهنگ از انتخاب یکی از نامآورترین چهرههای تئاتر ایران و جهان، دکتر قطبالدین صادقی، بهعنوان دبیر جشنواره بینالمللی تئاتر کردی سقز استقبال کنند، متأسفانه صداهایی از عده ای اندک برخاسته است که از تنگنای ذهن و حصار تعصب برمیخیزد. صداهایی که با لحنی محلی و نگاهی محدود، میپرسند: «مگر در سقز کسی نبود که دبیر جشنواره شود؟»
این پرسش، در ظاهر دغدغهمند است، اما در باطن، ضربهای است به روح بزرگ فرهنگ کُردی. جشنواره بینالمللی تئاتر کردی سقز، نه جشن محلی است و نه رویدادی شهری؛ این جشنواره، میراث مشترکِ همهی کردهای ایران و جهان است. تنگکردن آن در مرزهای جغرافیایی، در حقیقت بهزنجیرکشیدن روح آزاد فرهنگ کردی است.
دکتر قطبالدین صادقی، هنرمند برجسته، اندیشمند ژرفنگر و از ریشهداران همین فرهنگ است؛ او نه «غریبه» است و نه «غیرخودی»، بلکه صدای رسا و اندیشهمندِ همان فرهنگی است که سقز بهخاطرش میدرخشد. حضور او نه کاهشِ شأن سقز، بلکه ارتقای جایگاه آن در سطح ملی و بینالمللی است.
هنر، مرز نمیشناسد. تئاتر، پاسپورت ندارد. و فرهنگ، اگر در مرزهای کوچک محلی گرفتار شود، میپوسد. کسانی که از دبیری یک اندیشمند به خشم آمدهاند، در واقع از شکوه سقز میکاهند نه بر آن میافزایند.
اما متأسفانه، شماری از صداهای محلی با نگاهی انحصارطلبانه، به جای استقبال از این فرصت تاریخی، رویکردی ستیزنده اتخاذ کردهاند. این رفتار، نه حمایت از فرهنگ سقز بلکه نوعی خودزنی فرهنگی است. سقز زمانی میدرخشد که افق دیدش از تپههای اطراف شهر فراتر رود و خود را پایتخت فرهنگ کردی بداند.
اگر قرار باشد هر شهر فقط با مدیران زادگاهی خود اداره شود، هیچگاه تبادل اندیشه، انتقال تجربه و رشد فرهنگی اتفاق نخواهد افتاد. جهانِ امروز، جهانِ شبکهها و تعاملات است، نه مرزهای بسته و خطکشیشدهی ذهنی.
جشنواره بینالمللی تئاتر کردی سقز باید به راه خود ادامه دهد، با نگاهی بازتر و رسالتی فراگیرتر؛ زیرا این جشنواره متعلق به سقز نیست، بلکه از سقز برخاسته تا به همه کردستان و جهان تعلق گیرد.
بیایید سقز را نه شهر یک قوم، بلکه پایتخت فرهنگی همه کردها ببینیم. بیایید بهجای حسادت، همکاری کنیم؛ بهجای اعتراض، اثر خلق کنیم؛ و بهجای دیوار، پنجره بسازیم.
ارسال نظر