به گزارش زنان بیدار ، در عصر ما با پیشرفت های سریع و گسترده ای که هر روز در عرصه علوم و فنون مختلف رخ می دهد امرتعلیم و تربیت بیش از پیش محسوس بوده و مقبول و مورد نظر همه اولیاء و مربیان در سراسر جهان است و روستای ینگیجه نیز به عنوان نقطه کوچکی از کره خاکی از چنین امر مهمی مستثنی نیست.
امروز در گروه مطالبه گری ینگیجه شاهد خبر مبارک حضور و موفقیت زنان این روستای محروم در انتخابات انجمن اولیا و مربیان مدرسه شهید زینت کریمی یک بودم. خبر کاندیداتوری و موفقیت زنان ارزشمند محل زندگیم به حدی برایم شورانگیز بود که نتوانستم دست به قلم نشوم.
حضور زنان توانمند در عرصههای تصمیمسازی همچون همین انجمنها و شوراهای شهر و روستا جامعه را به سمت تحرک، پویایی و کارآمدی سوق میدهد و تاثیر بهسزایی در تزریق خودباوری به زنان و برقراری عدالت جنسیتی دارد.
به شدت معتقدم که حضور بانوان به نسبت تواناییها در عرصههای تصمیمساز و پستهای مدیریتی ضروری است، چرا که آنان نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل میدهند و از تعهد و احساس مسوولیت بالایی برای انجام رسالت خود برخوردار هستند.
از سوی دیگر جامعهای به سمت تعالی و پیشرفت حرکت میکند که در راستای تحقق عدالت جنسیتی، توانایی زنان در عرصه های مدیریتی را مدنظر قرار دهد.
حضور و مشارکت زنان در انتخابات مختلف و از طرف دیگر داوطلب شدن بانوان تحصیلکرده و توانمند برای برعهده گرفتن سمتهای اجرایی و مدیریتی چون همین انجمنهای کوچک و در گامهای بعدی شورای روستا و شهرها و... گویای بلوغ سیاسی و اجتماعی در جامعه است.
حق قانونی هر انسانی است که در تعیین سرنوشت خود و کشورش به ویژه محل زندگیش سهیم باشد، ضروری است که زنان توانمند در همین روستای ینگیجه به عنوان یکی از روستاهای بزرگ و تاثیر گذار شهر عروسان ایران زمین برای دستیابی به عدالت جنسیتی و تعیین حق سرنوشت خود و روستایشان آستین ها را بالا بزنند و پای کار بیایند.
دواطلب شدن و موفقیت این زنان در یک انتخابات حتی 85 نفری نشانی آشکار از رشد سه شاخص جوانگرایی، استقبال تحصیلکردگان و زنان در این روستای بزرگ محروم است.
زنان در هر برهه زمانی دوشادوش مردان حضور داشته و تلاش کرده اند و در زمینه های علمی، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی، عقیدتی و... نقش آفرین بوده و هستند.
در بسیاری از مسائل راهکار، نظر و تصمیم بانوان کارساز است و هنگامی که نیمی از جمعیت را بانوان تشکیل می دهند قطعا حضور زنان در انجمنهایی همچون انجمن اولیا و مربیان و به تبع آن شورای روستا در مرحله بعدی بسیار ضروری است و نظر آنان کارساز است و حضور آنان باید بیش از وضعیت فعلی باشد که بخشی به تلاش آنان و بخشی دیگر به حمایت ها بستگی دارد.
اعتقاد دارم بصورت کلی باید حضور زنان در همه انجمنها، سمنها، موسسات، سازمانهای مردم نهاد، شورای شهر و روستا، مجلس و ... بیش از این باشد، تجربه نشان داده است اگر مسوولیتی به بانوان سپرده شود جدیت و تعهد بالایی در انجام وظیفه توسط آنان دیده می شود و تلاش می کنند کار را به بهترین شکل انجام دهند.
از لحاظ تاریخی زنان ما به ویژه زنان روستایی حضور پررنگی در عرصه های مشارکتی نداشته و تصمیم ساز نبوده اند و اکنون تحرکاتی برای پررنگ شدن این حضور دیده می شود.
براین باور هستم که رکن دموکراسی بر پایه حضور مساوی مرد و زن در مسائل مشارکتی است، یعنی طرح جنسیت در مسائل مشارکتی کاملا غلط و اشتباه است و هر انسان فرهیخته که در ابعاد مختلف شایسته و توانمند باشد می تواند در کارآمدی یک سیستم شورایی نقش موثر داشته باشد.
از طرف دیگر باید زنان جامعه برای دستیابی به حقوق برابر، عدالت جنسیتی، وصول مطالبات تلنبار شده به ریسمان های موجود چنگ بزنند.
خوشبختانه برای نخستین بار در روستای ینگیجه شاهد هستیم که در انتخاباتی هر چند بسیار کوچک و با حضور 85 نفر با وجود تمام بن بست های موجود، شاهد بدست آوردن اکثریت زنان و ارتقا سطح حضور زنان دیارمان بودیم که در کنار این حضور مبارک، از این پس جامعه روستایی نیز باید مهیای حضور و فعالیت زنان باشد، امروز خوشبختانه زنان دیگر لشکر سیاه پای صندوق های رای نیستند و خودشان میتوانند به عنوان کاندیدا مشارکت داشته باشند.
باور دارم ، نگاه متعالی جامعه به حضور زنان کافی نیست، فضا را باید هر چه بیشتر مهیای این حضورنمائیم، آموزش و مشارکت گام های نخست آماده سازی جامعه است.
حضور پر رنگ و پرنقش زنان در هر جایی امر مبارکی است و به شدت در تزریق خودباوری و امید به زنان تاثیر گذار است.
در همین راستا حضور مبارک و ارزشمند و موفقیت آمیز خانمها پروین گلباغی، چنور احمدی، گلان بهرام پور و هاجر صدیقی در انتخابات انجمن اولیا و مربیان روستای محل زندگیم چه به عنوان عضو اصلی و چه عضو علی البدل تبریک گفته و برایشان آرزوی موفقیت و سرافرازی و کامیابی را دارم.
اما چند نکته مهم در مورد انجمن اولیا و مربیان
۲۴ تا ۳۰ مهرماه به نام هفته پیوند اولیا و مربیان نامگذاری شده است و از آنجا که هر دو کانون خانه و مدرسه، به تنهایی امکان عمل موفقیتآمیز نخواهند داشت لذا انجمنها به عنوان یک نهاد تعلیمی و تربیتی تلقی میشوند.
تاریخچه انجمن اولیا و مربیان در دنیا به دوران پس از انقلاب کبیر فرانسه، یعنی زمانی که کارگاهها و کارخانههای زیادی راهاندازی شد و اشتغال رونق یافت، باز می گردد. زنان برای کار در کارخانهها گمارده شدند و در نتیجه دور بودن فرزندان از والدین، شرایط بزهکاری در برخی از کودکان فراهم شد.
اندیشمندان و صاحبنظران آن زمان در فرانسه به عنوان راهکار، پیشنهاد تشکیل انجمن اولیای مدرسه را برای نخستین بار مطرح کردند و یکی از شرایط ثبتنام دانشآموزان در مدارس را حضور حداقل هفتهای دو ساعت اولیا در مدرسه قرار دادند که با تشکیل کلاسهای مختص اولیا نتایج ارزندهای نیز حاصل شد؛ چرا که به آنها چگونگی نظارت و کنترل مستمر بر فرزندان در امر تربیت، آموزش داده میشد.
تاریخچه انجمن اولیا و مربیان در ایران به سال ۱۳۲۶ بر میگردد که به تقلید از فرانسه انجمن خانه و مدرسه در ایران تشکیل شد و بعدها در سال ۱۳۴۶ انجمن خانه و مدرسه به انجمن ملی اولیا و مربیان تغییر نام داد و امروزه عنوان انجمن اولیا و مربیان برخود گرفته است.
پس از پیروزی انقلاب، در سال ۱۳۵۸ با تصویب یک ماده واحده توسط شورای انقلاب که در آن زمان جایگزین مجلس شورای اسلامی بود، کارکنان انجمن ملی اولیا و مربیان مشمول قانون استخدام کشوری شدند و سازمان انجمن اولیا و مربیان به طور مستقل و به سرپرستی قائم مقام وزیر آموزش و پرورش پایهریزی شد.
اساسنامه انجمن نیز در سال ۱۳۶۷ مورد تصویب شورای عالی آموزش وپرورش قرار گرفت و هفته پیوند اولیا و مربیان نیز هر ساله هفته آخر مهرماه برگزار میشد که هیئتی منتخب از پدران و مادران، دانشآموزان و مربیان، با هدف همکاری در راه پیشبرد امور آموزش و پرورش دانشآموزان، گرد هم جمع میشوند.
انجمنهای اولیا و مربیان در تمام مدارس دولتی، غیرانتفاعی، نمونه دولتی، تیزهوشان، هیئت امناییها در تمام مقاطع باید تشکیل شوند بجز مدارسی که زیر ۱۰ نفر دانشآموز دارند یا مدارسی که مختص بزرگسالانند .
وظایف این انجمنها بسیار زیاد است اما اصلیترین وظیفه این انجمنها این است که انجمن در کنار کادر مسئولین مدرسه فضا را برای تعلیم و تربیت فراهم کند و در همه برنامههای مدرسه مشارکت داشته باشد و برای آموزش، پرورش، اردوها، مناسبت ها، جشنها و مراسمات و آموزش خانوادهها و غیره برنامه ریزی نمایند. بطور کلی اولیای این انجمن در تمام برنامههای مدرسه نقش دارند و کمک مدیران ما هستند.
اگر هر کدام از طرفین چه مدیران مدارس و چه انجمنهای اولیا و مربیان، رعایت جایگاه خود را داشته باشند و هیچ کدام طالب قدرت گرفتن بر دیگری نباشند قطعا انجمنها میتوانند بازوان بسیاری مهمی برای پیشبرد اهداف و برنامههای سالانه مدارس باشند.
انجمن اولیا و مربیان جمع منتخبی از پدران و مادران دانشآموزان و مربیان مدرسه است که با هدف تلاش و همکاری در جهت پیشبرد امور آموزش و پرورش دانشآموزان تشکیل میشود. این هیات پیشنهادات و طرحهای مفید را به مدیر و دیگر مسئولان مدرسه ارائه میکند و در اداره بهتر امور یار مدیران محسوب میشود.
اولیا به عنوان صاحبان اصلی سرمایههای با ارزش، دارای حق اظهارنظر، حق نظارت و در بعضی موارد حق دخالت در مسائل آموزش و پرورش را دارند و تنها در این صورت است که فرآیند پیچیده و عمیق تربیت و تعلیم میتواند به شکل درست و شایستهای به اجرا گذاشته شود و موجب رشد و تعالی دانش آموزان و جامعه شود.
خانه و مدرسه زمانی میتوانند رسالت آموزشی و تربیتی خاص خود را به نحو مطلوب انجام دهند که هر یک شناخت تربیتی کافی داشته باشند و نقش تربیتی خاص خود را با بصیرت ایفا کنند.
وجود این انجمنها با چنین شرایطی حتما مفید و مبارک است اما وقتی اعضای انجمن بر این باور باشند که تمام پیشنهاداتشان بدون درنظر گرفتن شرایط آن مدرسه باید انجام شود قطعا این موضوع غلط است و چنین انجمنهایی راه به جایی نخواهند برد.
اگر انجمنها با رعایت حد و شان خود و آشنا بودن به شرح وظایفشان فعالیت کنند مطمئنا انجمنها بازوان بسیار خوبی برای مدارس خواهند بود کما اینکه چه انجمن و چه شورای دانشآموزی به مثابه بازوان پیشرفت یک مدیر هستند و یک مدیر خوشفکر میتواند از هر دوی این نهادهای درون سازمانی استفاده بهینه داشته باشد.
متاسفانه در مدارس دولتی تمکن مالی افراد برای انجمنها سنجیده میشود اما اگر مدیران خواهان این موضوع باشند که در انجمنها از توانایی فکری و مهارتی افراد و والدین برای مدارس استفاده کنند قطعا این شیوه از تمکن مالی والدین عایدات بیشتری خواهد داشت و اگر نگاه مادیگرایانه از انجمنها گرفته شود بیشک پیشرفتهای بیشتری برای مدارس حاصل میشود.
یک مدیر توانمند از توانایی والدین میتواند استفاده کند و از تخصص والدین بهرهبرداری بهتری داشته باشد و همفکری مفید در این انجمنها میتواند زمینهساز موفقیتهای بزرگتری در دیگر حوزههای محلی یا شهری باشد و بکارگیری تمام توان مهارتی یا ارتباطی والدین میتواند مشکلات بسیاری را رفع کند.
يكی از موثرترين روش ها برای جذب و جلب مشاركت والدين و مربيان مدارس، توسعه انجمنهای اوليا و مربيان در همه مدارس است كه در واقع پيوند خانه و مدرسه را رقم می زند.
خانه و مدرسه 2 نهاد مهم تربيتی به شمار می روند كه همكاری بين آن ها در فرآيند آموزش و تربيت كودكان و نوجوانان تاثيرگذار است.
كودك در كانون خانواده رشد جسمی می يابد و مدرسه كانون رشد فكری ، تعليم اجتماعی يا شكوفایی انديشه است .
مربيان و اوليای دانش آموزان مهمترين عامل در تربيت و رشد فكری و اخلاقی كودكان هستند كه انسجام آنها نتايج مطلوبی خواهد داشت ./ فرحناز بهروزی خبرنگار و روزنامه نگار
ارسال نظر