وقتی نیمی از ظرفیت بوکان پشت درهای اقتصاد ایستاده است؛ زنان بوکانی، موتور خاموش صنعتی‌شدن شهرستان

شناسهٔ خبر: 156FD9F3 -
زنان بوکانی فقط نیروی کار بالقوه نیستند؛ آنان می‌توانند صاحبان کسب‌وکار، مدیران واحدهای تولیدی، کارآفرینان، صادرکنندگان، طراحان محصولات، مدیران زنجیره تأمین و سازندگان برندهای بومی باشند.

به گزارش زنان بیدار ، اگر قرار است بوکان از یک اقتصاد متکی بر فعالیت‌های پراکنده عبور کند و به شهری تولیدمحور، صنعتی و صادرات‌گرا تبدیل شود، نمی‌توان نیمی از ظرفیت انسانی آن را نادیده گرفت. زنان بوکانی فقط نیروی کار بالقوه نیستند؛ آنان می‌توانند صاحبان کسب‌وکار، مدیران واحدهای تولیدی، کارآفرینان، صادرکنندگان، طراحان محصولات، مدیران زنجیره تأمین و سازندگان برندهای بومی باشند. با این حال، یکی از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های مغفول‌مانده توسعه اقتصادی شهرستان، هنوز به‌صورت جدی وارد معادله صنعتی‌شدن بوکان نشده است: «اقتصاد زنان».


بوکان برای صنعتی‌شدن، فقط کارخانه نمی‌خواهد؛ انسان توانمند می‌خواهد

وقتی از صنعتی‌شدن بوکان سخن گفته می‌شود، معمولاً نگاه‌ها به زمین صنعتی، کارخانه، سرمایه، ماشین‌آلات، تسهیلات بانکی و زیرساخت‌های فنی معطوف می‌شود.

اما یک ضلع اساسی این معادله کمتر دیده شده است:

سرمایه انسانی.

و در این میان، زنان بوکانی یکی از بزرگ‌ترین ذخایر انسانی و اقتصادی شهرستان هستند؛ ظرفیتی که اگر سازمان‌دهی، آموزش، تأمین مالی و به بازار متصل شود، می‌تواند از سطح فعالیت‌های خرد و پراکنده عبور کرده و به بخشی از ستون‌های اقتصاد صنعتی منطقه تبدیل شود.

زنانی که امروز در حوزه‌های مختلف تولید، صنایع‌دستی، کشاورزی، فرآوری محصولات، خدمات، آموزش، فناوری، فروش و کسب‌وکارهای خانگی فعالیت می‌کنند، در صورت برخورداری از حمایت و زیرساخت مناسب، می‌توانند فردای اقتصاد بوکان را متفاوت رقم بزنند.

مسئله این نیست که زنان بوکان توانایی تولید ندارند؛ مسئله این است که هنوز سازوکار تبدیل این توانایی به قدرت اقتصادی پایدار به اندازه کافی شکل نگرفته است.


یک ظرفیت عظیم که هنوز در حاشیه نقشه اقتصادی بوکان قرار دارد

چرا وقتی از ظرفیت صنعتی شهرستان صحبت می‌کنیم، کمتر از زنان سخن می‌گوییم؟

چرا در نقشه‌های سرمایه‌گذاری، سهم اقتصاد زنان به‌صورت جدی دیده نمی‌شود؟

چرا برای توسعه کسب‌وکارهای زنانه، از مرحله تولید تا بسته‌بندی، برندینگ، بازاریابی، فروش و صادرات، یک زنجیره منسجم طراحی نشده است؟

چرا بسیاری از زنان صاحب ایده، برای تبدیل ایده خود به یک کسب‌وکار پایدار با دیوارهای بلند مالی، اداری و بازار مواجه‌اند؟

اینها پرسش‌هایی است که نمی‌توان با چند دوره آموزشی یا نمایشگاه‌های مناسبتی به آنها پاسخ داد.

اقتصاد زنان نیازمند سیاست اقتصادی است، نه ترحم اقتصادی.

زنان بوکانی قرار نیست صرفاً دریافت‌کننده تسهیلات یا مخاطب برنامه‌های حمایتی باشند؛ آنها باید به‌عنوان بازیگران واقعی اقتصاد شهرستان دیده شوند.


از «مشاغل خانگی» تا «صنایع زنانه»؛ یک جهش ضروری

یکی از خطاهای رایج در نگاه به فعالیت اقتصادی زنان، محدود کردن آنان به کسب‌وکارهای خرد و خانگی است.

کسب‌وکار خانگی می‌تواند نقطه شروع باشد، اما نباید نقطه پایان باشد.

زنی که محصولی تولید می‌کند، اگر به مواد اولیه مناسب، آموزش تخصصی، تجهیزات، سرمایه در گردش، بسته‌بندی حرفه‌ای، فضای کارگاهی، بازار فروش و شبکه توزیع دسترسی پیدا کند، می‌تواند از یک تولیدکننده کوچک به صاحب یک واحد اقتصادی پایدار تبدیل شود.

یک کارگاه کوچک می‌تواند به واحد تولیدی تبدیل شود؛ چند واحد تولیدی می‌توانند یک شبکه تشکیل دهند؛ شبکه می‌تواند برند بسازد و برند می‌تواند وارد بازارهای خارج از شهرستان و حتی بازارهای صادراتی شود.

این همان مسیری است که اقتصاد زنان بوکان باید طی کند.

از خانه به کارگاه؛
از کارگاه به واحد تولیدی؛
از تولید به برند؛
از برند به بازار؛
و از بازار به صادرات.


زنجیره ارزش؛ کلید تبدیل توان زنان به قدرت اقتصادی

تصور کنید زنان بوکانی در یک زنجیره اقتصادی منسجم قرار بگیرند.

یک گروه تولید کند، گروهی فرآوری انجام دهد، گروه دیگری طراحی و بسته‌بندی را بر عهده بگیرد، تیم‌های تخصصی بازاریابی و فروش ایجاد شوند، محصولات با هویت بومی برند شوند و در نهایت شبکه‌ای حرفه‌ای برای عرضه آنها در بازارهای ملی و خارجی شکل گیرد.

در چنین شرایطی، دیگر با چند فعالیت پراکنده مواجه نیستیم.

ما با یک اکوسیستم اقتصادی زنان مواجه خواهیم بود.

این مدل می‌تواند در حوزه‌های متنوعی از جمله فرآوری محصولات کشاورزی، صنایع غذایی، صنایع‌دستی، پوشاک، طراحی و تولید محصولات بومی، بسته‌بندی، خدمات دیجیتال، فناوری، گردشگری و سایر ظرفیت‌های اقتصادی شهرستان قابل بررسی باشد.

آنچه اهمیت دارد، شناسایی مزیت‌های واقعی منطقه و اتصال زنان فعال به زنجیره‌های اقتصادی سودآور است.


زنان؛ از نیروی کار به صاحبان تصمیم اقتصادی

یکی از مهم‌ترین تغییراتی که باید در نگرش اقتصادی شهرستان اتفاق بیفتد، عبور از تصویر «زن به‌عنوان نیروی کار» به تصویر «زن به‌عنوان صاحب کسب‌وکار و تصمیم‌گیر اقتصادی» است.

زن کارآفرین باید بتواند سرمایه جذب کند.

باید بتواند تیم تشکیل دهد.

باید بتواند کارخانه یا کارگاه ایجاد کند.

باید بتواند قرارداد تجاری ببندد.

باید بتواند محصول خود را صادر کند.

باید بتواند در اتاق‌های تصمیم‌گیری اقتصادی حضور داشته باشد.

و مهم‌تر از همه، باید بتواند در تعیین مسیر اقتصادی شهرستان سهم داشته باشد.

توسعه‌ای که زنان را فقط در حاشیه اشتغال می‌بیند، توسعه‌ای ناقص است.


سرمایه‌های کوچک زنان می‌توانند سرمایه‌های بزرگ بسازند

بسیاری از زنان ممکن است سرمایه‌ای در مقیاس بزرگ برای راه‌اندازی کارخانه نداشته باشند؛ اما این به معنای ناتوانی آنان در ایجاد ارزش اقتصادی نیست.

یکی از راهکارهای مهم می‌تواند حرکت به سمت تشکل‌ها، تعاونی‌های تخصصی، شبکه‌های تولید و سرمایه‌گذاری جمعی باشد.

وقتی سرمایه‌های کوچک زنان در کنار یکدیگر قرار گیرند، امکان ایجاد کارگاه‌های مجهز، خرید تجهیزات مشترک، تأمین مواد اولیه، بسته‌بندی حرفه‌ای، بازاریابی و حتی صادرات افزایش پیدا می‌کند.

این یعنی:

سرمایه کوچک، اگر سازمان پیدا کند، می‌تواند به قدرت اقتصادی بزرگ تبدیل شود.

بوکان به چنین مدل‌هایی نیاز دارد.


دانشگاه، آموزش و فناوری باید به کمک زنان بیایند

صنعت امروز فقط به نیروی کار نیاز ندارد؛ به مهارت، دانش، فناوری و نوآوری نیاز دارد.

زنان تحصیل‌کرده بوکانی می‌توانند در حوزه‌های مدیریت، فناوری اطلاعات، طراحی، بازاریابی دیجیتال، حسابداری، مهندسی، صنایع غذایی، بسته‌بندی، فروش و تجارت الکترونیک نقش‌آفرین باشند.

بنابراین ارتباط میان مراکز آموزشی، دانشگاه‌ها، فعالان اقتصادی و زنان کارآفرین باید از سطح برنامه‌های تشریفاتی فراتر رود.

قرار نیست زن کارآفرین فقط تولید کند؛ باید بتواند بازار را بشناسد، برند بسازد، داده تحلیل کند، مشتری پیدا کند و با جهان تجارت ارتباط برقرار کند.


صادرات محصولات زنان؛ رؤیایی دور یا یک امکان واقعی؟

یکی از مهم‌ترین حلقه‌های مفقوده در اقتصاد بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک، بازار است.

تولیدکننده محصول دارد، اما مشتری کافی ندارد.

ایده دارد، اما شبکه فروش ندارد.

کیفیت دارد، اما برند ندارد.

و اینجاست که سیاست‌گذاری عمومی باید وارد میدان شود.

اگر محصولات تولیدشده توسط زنان بوکانی بتوانند استانداردسازی، بسته‌بندی، برندینگ و بازاریابی حرفه‌ای را تجربه کنند، ظرفیت ورود به بازارهای بزرگ‌تر افزایش خواهد یافت.

محصول زن بوکانی نباید فقط در بازار محلی دیده شود؛ چرا نباید برای بازارهای ملی و منطقه‌ای طراحی شود؟

این پرسشی است که باید جدی گرفته شود.


مطالبه زنان بیدار از مسئولان: زن را از پیوست اقتصادی به متن اقتصاد بیاورید

اکنون زمان آن رسیده است که مسئولان شهرستان و استان، برنامه‌ای مشخص و قابل ارزیابی برای توسعه اقتصاد زنان ارائه کنند.

نه برنامه‌ای شعاری؛
نه همایش یک‌روزه؛
نه وعده‌ای مناسبتی.

بلکه برنامه‌ای دارای هدف، بودجه، زمان‌بندی، شاخص عملکرد و خروجی مشخص.

مطالبه روشن است:

  • شناسایی زنان دارای ایده و کسب‌وکار در شهرستان؛
  • ایجاد بانک اطلاعاتی از ظرفیت‌های اقتصادی زنان؛
  • تسهیل دسترسی زنان کارآفرین به منابع مالی؛
  • ایجاد یا تقویت فضاهای کارگاهی و تولیدی؛
  • ایجاد شبکه فروش و بازاررسانی محصولات زنان؛
  • حمایت از برندهای بومی و بسته‌بندی حرفه‌ای؛
  • آموزش تخصصی در حوزه مدیریت، تجارت و صادرات؛
  • ایجاد ارتباط میان زنان کارآفرین و صنایع بزرگ‌تر؛
  • توسعه تعاونی‌ها و شبکه‌های تولید زنان؛
  • و فراهم کردن زمینه حضور زنان متخصص در تصمیم‌سازی‌های اقتصادی شهرستان.

اینها امتیاز ویژه نیست؛ سرمایه‌گذاری روی ظرفیت انسانی بوکان است.


بوکان اگر زنانش را نادیده بگیرد، بخشی از آینده خود را نادیده گرفته است

صنعتی‌شدن یک شهرستان فقط با سیمان، فولاد و ماشین‌آلات اتفاق نمی‌افتد.

صنعت با انسان، ایده، دانش، سرمایه، مدیریت و بازار ساخته می‌شود.

و زنان بوکان بخش مهمی از این معادله‌اند.

اگر قرار است بوکان در آینده به یکی از قطب‌های صنعتی منطقه تبدیل شود، باید زنان در این تصویر حضور داشته باشند؛ نه به‌عنوان تماشاگر، بلکه به‌عنوان سازنده و صاحب نقش.

باید زنانی را تصور کرد که کارخانه تأسیس می‌کنند؛ برند می‌سازند؛ صادرات انجام می‌دهند؛ کارآفرینی می‌کنند؛ نیرو استخدام می‌کنند و برای زنان دیگر فرصت شغلی ایجاد می‌کنند.

این تصویر، رؤیا نیست.

این یک ظرفیت بالفعل‌نشده است که فقط به فرصت، اعتماد، زیرساخت و سیاست‌گذاری درست نیاز دارد.


سخن آخر؛ زنان بوکان، «ظرفیت مغفول» نیستند، «قدرت بالفعل‌نشده» هستند

شاید دقیق‌تر باشد که زنان بوکانی را دیگر «ظرفیت مغفول» ننامیم.

ظرفیت، چیزی است که هنوز امکان استفاده از آن وجود دارد.

اما زنان بوکان سال‌هاست که تولید می‌کنند، می‌آموزند، ایده می‌دهند، کسب‌وکار راه می‌اندازند و در اقتصاد خانواده و جامعه نقش دارند.

آنچه مغفول مانده، قدرت سازمان‌دهی و اتصال این توان به اقتصاد بزرگ‌تر شهرستان است.

اکنون زمان آن است که نگاه‌ها تغییر کند.

زنان بوکان نباید صرفاً بخشی از آمار اشتغال باشند؛ باید بخشی از آمار سرمایه‌گذاری، تولید، صادرات و خلق ثروت باشند.

اگر بوکان می‌خواهد صنعتی شود، باید زنانش را وارد نقشه صنعت کند.

اگر می‌خواهد صادرکننده شود، باید زنان کارآفرینش را به بازارهای جهانی متصل کند.

و اگر می‌خواهد آینده‌ای قدرتمندتر بسازد، باید به نیمی از سرمایه انسانی خود اعتماد کند.

شعار اختصاصی «زنان بیدار»

«زنان بیدار؛ صدای زنانی که می‌سازند، تولید می‌کنند و آینده اقتصادی بوکان را رقم می‌زنند.»

بوکانِ صنعتی، بدون زنانِ توانمند، تصویری ناقص از توسعه است؛ زن را از حاشیه اقتصاد به متن توسعه بیاوریم.

 

برچسب‌ها

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
3 + 6 =