به گزارش زنان بیدار ، در روزگاری که روان انسانها زیر بار سنگین حوادث و بلایا تاب نمیآورد، هنوز کسانی هستند که رنگ را نه فقط بر بوم نقاشی، که بر دل انسانها میپاشند. مریم چراغی، هنرمند گرافیست و کارشناسارشد روانشناسی، یکی از این چهرههای الهامبخش است. او با نگاهی متفاوت، هنر و روانشناسی را به هم پیوند داده تا مسیری تازه برای التیام درون انسانها بگشاید.
در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار زنان بیدار، مریم چراغی از تجربههای شخصی، دغدغههای هنری و ترکیب تأثیرگذار «رنگ» و «روان» در زندگی و جامعه میگوید:
خانم چراغی! لطفاً ابتدا از خودتان و پیشینه هنریتان برای ما بگویید.
با افتخار. من مریم چراغی هستم، متولد و ساکن شهرستان سقز. مدرک کاردانیام را در رشته گرافیک گرفتم و بعد از آن، به دلیل علاقهام به شناخت انسان و روان، مقطع کارشناسیارشد را در رشته روانشناسی ادامه دادم. سالهاست که در عرصه هنرهای تجسمی فعالیت دارم و از سال ۱۴۰۲ بهصورت جدی در نمایشگاههای گروهی و انفرادی شرکت میکنم. تاکنون حدود ۲۰ تا ۳۰ اثر هنری خلق کردهام که هر کدام گوشهای از وجود و باور من هستند.
شما بهطور همزمان در دو حوزه هنری و روانشناسی فعالیت دارید. این تلفیق چطور شکل گرفت؟
در واقع، این تلفیق از درون من آغاز شد. زمانی که در زندگی شخصیام با دورهای از افسردگی و ناراحتی دستوپنجه نرم میکردم، نقاشی برایم نقش مسکن را ایفا کرد. وقتی بوم را برمیداشتم و رنگها را بدون فکر روی آن میکشیدم، احساس میکردم بخشی از زخمهای درونم التیام پیدا میکند. این تجربه شخصی باعث شد باور کنم رنگ میتواند یک ابزار درمانی باشد. از همانجا ایدهی پیوند هنر با روانشناسی در ذهنم شکل گرفت.
بهعنوان سرگروه تیم سحر (PFA) در جمعیت هلال احمر سقز، چطور از هنر در مداخلات روانی اجتماعی بهره میبرید؟
ما در تیم سحر، پس از وقوع بلایا یا حوادث، برای حمایتهای روانی از افراد آسیبدیده وارد میدان میشویم. در این بین، استفاده از تکنیکهای هنری—مخصوصاً رنگدرمانی و نقاشیدرمانی—در کنار گفتگو و مداخلات روانشناختی میتواند اثر چشمگیری بر بهبود روانی افراد داشته باشد. در بسیاری از مواقع، افرادی که قادر به بیان احساساتشان نیستند، از طریق رنگ و تصویر، رنجهای درونی خود را ابراز میکنند. این رویکرد بهویژه برای کودکان یا افراد آسیبدیده بسیار مفید است.
سبک و محتوای آثار شما چطور تعریف میشود؟ چه موضوعاتی الهامبخش شما هستند؟
آثار من از دو منبع الهام میگیرند: بخشی از درونیات و باورهای مذهبیام که ریشه در تربیت و فضای زیستیام دارد، و بخش دیگر ترکیبی است از سنت و مدرنیته. تلاش میکنم بین گذشته و حال پلی بزنم. گاهی عناصر سنتی را با زبان مدرن تصویر میکنم، و گاهی هم به سراغ دغدغههای روان انسان امروز میروم. در واقع، هنر من بیشتر یک سفر درون است، سفری که گاهی اشک دارد، گاهی رنگ، و همیشه امید.
از نمایشگاههایی که برگزار کردهاید بگویید. چه بازخوردهایی دریافت کردهاید؟
در سال ۱۴۰۲ یک نمایشگاه گروهی برگزار کردیم که استقبال خوبی داشت. همچنین در دانشگاه علمی کاربردی یک نمایشگاه انفرادی داشتم که برایم بسیار خاص بود، چون توانستم آثارم را بیواسطه به مخاطب معرفی کنم. آنچه برایم ارزش داشت، نه فقط تحسینها، بلکه اشکهای بعضی از بینندهها بود که میگفتند با اثرم ارتباط برقرار کردهاند. برای من این یعنی رسالت هنر.
در پایان، چشمانداز شما برای ادامه مسیر چیست؟
من معتقدم هنر، نه فقط یک حرفه بلکه یک مسئولیت است. مسئولیتی در قبال جامعه، در قبال روان خسته انسانها. امیدوارم بتوانم با آموزش این تلفیق بین روانشناسی و هنر، مسیر تازهای برای علاقهمندان باز کنم. رویایم برگزاری کارگاههایی برای توانمندسازی روانی با کمک هنر است. اگر حتی یک نفر با تابلوی من کمی آرامتر شود، من به هدفم رسیدهام.
مریم چراغی، هنرمندی است که بوم نقاشی را به اتاق درمان تبدیل کرده؛ رنگ را چون دارویی تجویز میکند و هنر را همچون نیایشی برای درمان روح بشر مینگرد. سقز، به داشتن چنین هنرمندانی افتخار میکند./ مصاحبه توسط چنور صالحیان، خبرنگار زنان بیدار
ارسال نظر