به گزارش زنان بیدار ، در هوای ملایم مهرماه سقز، شهری که از دل کوههای خاموشش همیشه صدای بیداری برمیخیزد، سومین جشنواره منطقهای تئاتر آیینی و سنتی «زیویه» در حالی به ایستگاه پایانی خود میرسد که شور و شوق مردم، همچنان در خیابانها جریان دارد.
در میانهی این شور فرهنگی، «زنان بیدار» به سراغ دبیر پرتلاش جشنواره، امیر زارعزاده رفته است؛ مردی آرام، دقیق و اندیشمند که باور دارد هنر، آیینهی زن و زندگی است.
آقای زارعزاده، سومین جشنواره زیویه نسبت به دورههای پیشین، از نظر اجرا، استقبال و کیفیت چه تفاوتی داشت؟
زارعزاده با لبخندی که رد خستگی و رضایت را همزمان در خود دارد، میگوید:
«زیویه امسال، فقط یک جشنواره نبود، یک تجربهی عمیق از همزیستی فرهنگی بود. مردم سقز، بانه، سنته و حتی گروههایی از اقلیم کردستان عراق با عشق آمدند و شهر را به صحنهای بزرگ از آیین، رنگ و زندگی تبدیل کردند.
در این دوره، ۲۳ نمایش آیینی و خیابانی روی صحنه رفت؛ هر نمایش، تکهای از روح این سرزمین بود — از آوازهای عاشقانهی شمال تا حماسههای جنوب و آیینهای اصیل کردی. استقبال مردم هزاران نفره بود؛ حضورشان، معنای واقعی "تئاتر مردمی" را زنده کرد.»
نقش زنان در این جشنواره را چگونه ارزیابی میکنید؟
لبخند دبیر جشنواره عمیقتر میشود:
«در تئاتر آیینی، زن همیشه حضور دارد؛ حتی اگر روی صحنه نباشد، روح او در هر حرکت، هر نغمه و هر رنگ جاریست. امسال زنان هنرمند، چه در بازیگری و طراحی لباس، چه در کارگردانی و مدیریت پشتصحنه، نقشی درخشان داشتند.
من معتقدم بیداری فرهنگی، بدون بیداری زنانه ممکن نیست. زن، ستون آیین است. اگر آیینها هنوز زندهاند، به خاطر زنانی است که از نسلی به نسل دیگر، آواز، باور و معنا را منتقل کردهاند.»
تئاتر آیینی امروز چه مسئولیتی در جامعه دارد؟
زارعزاده مکثی میکند و میگوید:
«تئاتر آیینی یعنی بازگشت به ریشهها برای فهم امروز. ما در جهانی زندگی میکنیم که سرعت، عمق را ربوده است. آیینها، ما را به درون بازمیگردانند؛ به جایی که هنوز احترام، محبت و ایمان معنا دارد.
جشنواره زیویه تلاش کرد پلی باشد میان سنت و نوگرایی، میان نسل دیروز و امروز — پلی که از هنر عبور میکند.»
اگر بخواهید در یک جمله، پیام امسال جشنواره را برای زنان بیدار و مخاطبانش بیان کنید...
چشمان زارعزاده برق میزند:
«هر زنی که میاندیشد، میآفریند و میبخشد، خودش یک نمایش آیینی است. زیویه امسال، تقدیم به تمام زنانیست که بیصدا اما عمیق، زندگی را به تماشا میگذارند.»
سخن پایانی؟
«من از تمام هنرمندان، داوران، مردم و تیم اجرایی سپاسگزارم. اما بیش از همه، از زنان هنرمند این سرزمین که در سکوت و فروتنی، فرهنگ را زنده نگه میدارند. امیدوارم جشنواره زیویه، نه پایان، بلکه آغاز گفتوگویی تازه میان زن، آیین و زندگی باشد.»
در پایان این گفتوگو، او آرام برمیخیزد و به صحنه نگاه میکند؛ صحنهای که هنوز بوی خاک بارانخوردهی سقز را میدهد.
در گوشهای از سالن، دختری نوجوان با لباس محلی، تمرین یکی از نقشها را ادامه میدهد.
شاید همین تصویر، تمام معنای زیویه باشد — بیداریِ نسلها، از دل آیینها.
> زنان بیدار؛ صدای آگاهی، تپش فرهنگ، طلوع امید
ارسال نظر