تک فرزندی، آسیب خود خواسته یا تحمیل شده؟

شناسهٔ خبر: 4947A601 -
چرا بشر امروز در عین دسترسی به امکانات رفاهی بیشتر نسبت به نسل‌های فقیرتر پیشین فرزند کم‌تری دارد...

 زنان بیدار - پدرام کاویان؛ در چین هر خانواده به طور میانگین ۶.۵ فرزند، در ایران ۷، برزیل ۶ و در اروپای غربی حدود ۲.۵ فرزند داشت. هرچه جوامع رو به رشدتر بودند، الگوی فرزندداری کوچک‌تری نشان می‌دادند.

تک‌فرزندی، آسیب خودخواسته یا تحمیل‌شده؟

در یک تحلیل فرضی رشد و توسعه مادی همه جانبه در کیفیت منازل، وسایل مورد استفاده در خانه، آموزش، بهداشت و کاهش عمومی سطح فقر ایجاب می‌کرد بشر مانع کم‌تری برای رسیدگی به فرزندان پیش رو داشته باشد؛ اما در عمل هرچه امکانات در دسترس بیش‌تر شد، میانگین فرزندآوری کم‌تر شد. هرچقدر خانواده‌ها پیشرفت فردی و اجتماعی بیشتری کسب کردند، دیرتر ازدواج کرده و دیر تر فرزنددار شدند و در عین حال به ۱ یا ۲ بچه اکتفا کردند.

این که چرا بشر امروز در عین دسترسی به امکانات رفاهی بیشتر نسبت به نسل‌های فقیرتر پیشین فرزند کم‌تری دارد، پاسخ‌های متفاوتی به دنبال داشته است. این فرضیه مطرح می‌شود که علت رشد اقتصادی همین کاهش الگوی فرزندآوری است؛ به این معنی که هرچه تعداد فرزند در یک جامعه یا خانواده کمتر شده، باعث رشد و توسعه اقتصادی آن شده است. با پذیرش این فرض، افراد مجرد یا تنها باید وضعیت اقتصادی بهتری نسبت به همین خانواده‌های کم‌فرزند داشته باشند، که البته چنین نیست! خانواده‌های دارای درآمد بالاتر نیز فقیرتر نشده‌اند.

تک‌فرزندی، آسیب خودخواسته یا تحمیل‌شده؟

در مقیاس بزرگتر نیز هرچه زمان گذشته است، جمعیت کشورهایی که رشد اقتصادی خوبی را طی کرده‌اند کم‌تر نشده، بلکه بیشتر و بیشتر شده است.

تک‌فرزندی، آسیب خودخواسته یا تحمیل‌شده؟

در نتیجه نمی‌توان علت کاهش الگوی فرزندآوری را به اقتصاد گره زد. با این حال هستند خیل بزرگی از خانواده‌های جوان که به علت موانع موثر اقتصادی، حاضر به پذیرش ریسک فرزنددارشدن چندباره نمی‌شوند. با این حال تداوم کم‌فرزندی و به‌خصوص تک‌فرزندی، مخاطره‌آمیز خواهد بود؛ اما نه فقط برای دولت‌ها، که برای رشد اقتصادی به صورت پیوسته و بدون وقفه به نیروی انسانی جوان نیاز دارند؛ خانواده‌ها اغلب در اولین پله زیان قرار دارند.

پژوهشگران زیان‌های زیر را به تک‌فرزندی نسبت داده‌اند:

  1. تبدیل شدن کودکان تک‌فرزند به زورگویان کوچک؛ چرا که در حضور تک فرزند، همه عواطف و توانمندی‌های والدین به او اختصاص پیدا می‌کند و این مالکیت صد در صدی بدون حضور غیر، به سوق این افراد به تمامیت‌طلبی ختم می‌شود که نتیجه آن زورگویی نسبت به والدین و سایر اطرافیان است.
  2. عادت به مراقبت‌شدن؛ این کودکان به مرور در می‌یابند به طور کامل مورد حمایت والدین هستند و به مرور ممکن است هر کار پرخطری را امتحان کنند چرا که از مراقبت کامل اطمینان دارند.
  3. فشار به والدین و زمینه ایجاد تعارض بین پدر و مادر؛ والدین به دلیل فقدان کودک بزرگتر همیار، وقت بیشتری را باید برای کودک خود اختصاص دهند که باعث فشار به آنان است. فشار زمینه ساز تعارض خواهد بود.
  4. والدین ممکن است بیش از حد به موفقیت کودک وابسته شوند و سعی کنند به جای اینکه به آنها فضای موفق شدن و رشد دلخواه بدهند، از طریق آنها به سمت آرزوهای خود میل کنند.
  5. شاید بارزترین عیب تک فرزندی، احساس تنهایی باشد. نداشتن خواهر و برادری که به طور منظم با او بازی کند، یا اینکه بتواند افکار و خاطرات خود را با او به اشتراک بگذارد، می تواند دشوار باشد.
  6. وقتی والدین یک تک فرزند مسن می شوند، تک فرزند بودن می تواند مسئولیت مراقبت از والدین را طاقت فرسا کند.

این مشکلات و موارد دیگر، این سوال را مطرح می‌کند که هزینه‌های تولد یک فرزند بیشتر، به پذیرفتن شرایط پرخطر فعلی ارجح نیست؟

 

مدیر بنیاد سیاست‌پژوهی پیشرفت‌اجتماعی پدیدار

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
6 + 5 =